در ابتدای دهه ۹۰ با فروپاشی شوروی و استقلال كشورهای آسیای مركزی تركیه به صورتی گسترده و وسیع در عرصه های اقتصادی و فرهنگی آسیای مركزی حضور پیدا كرد و علی رغم اینكه با این كشورها فاقد مرز مشترك بود اما با تكیه بر هویت تاریخی و فرهنگی و تبلیغ ریشه مشترك تركی تلاش نمود با طرح بحث اتصال تاریخی و فرهنگی ضعف انقطاع سرزمینی خود را جبران كند. حضور تركیه در آسیای مركزی كه از جانب غرب خصوصا آمریكا حمایت می شد در سال های اول استقلال كشورهای آسیای مركزی جایگاه مناسبی را برای این كشور در عرصه های اقتصادی و فرهنگی فراهم ساخت اما این حضور پس از مدتی به جهت بازگشت روسیه به منطقه به چالش كشیده شد و به جهت مقابله روسیه و ضعف منابع مالی از نیمه دوم دهه ۹۰ به تدریج حضور تركیه در آسیای مركزی كمرنگ گردید. از طرف دیگر كشورهای آسیای مركزی كه تمایل داشتند خود با كشورهای اروپایی و آمریكا تماس مستقیم داشته باشند از ایفای نقش تركیه به عنوان كشور واسطه راضی نبودند و همین موضوع نیز باعث شد كه تركیه نفوذ سیاسی اولیه خود را در این كشورها به مرور از دست بدهد و در سال های پایانی دهه ۹۰ روابط تركیه با كشورهای آسیای مركزی به همكاری های فرهنگی، آموزشی، تجارت و سرمایه گذاری در سطح پایین محدود گردد و مسكو موفق شد فضای امنیتی این كشورها را در انحصار كامل خود قراردهد. |